مشکلات جاری با افزایش سن بازنشستگی مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط Administrator   
شنبه ، 28 شهریور 1388 ، 00:07
افزایش سن بازنشستگی و بازنشستگی پیش از موعد دو طرح عمده و در عین حال متناقضی است که از سوی مسوولان کشور برای حل مسائل اقتصادی و مشکلات ساختار تامین اجتماعی و بازنشستگی ، ارائه شده اند .

با وجودی که هیچیک از این دو طرح که هریک اهداف متفاوتی را دنبال می کنند ، تا کنون به مرحله اجرا در نیامده و یا به صورت محدود و در حوزههای مشخصی اجرا شده اند ، اما بحث و گفت و گوهای فراوانی میان دست اندرکاران و کارشناسان درباره این مساله که کدامیک از این دو طرح می توانند راه حل اساسی مشکلات اجتماعی و اقتصادی کشور باشند، صورت گرفته است .

همانطور که می دانیم طرح بازنشستگی پیش از موعد از طرف دولت به مجلس شورای اسلامی ارائه شد و سال گذشته به تصویب مجلس رسید اما بر سر راه اجرای این طرح مشکلات متعددی ظاهر شده که اجرای آن را      دشوار یا در مواردی غیر ممکن ساخته است .

این طرح تنها در وزارت آموزش و پرورش به صورت کامل اجرا شده و در سایر نهادهای دولتی یا به صورت بسیار محدود و موکول به شرایط خاص و جلب نظر مدیران مسوول به  اجرا در آمده است .

نداشتن بودجه کافی و توان مالی برای پرداخت حق بیمه حد اکثر 5 سال ارفاغی مشمولان طرح بازنشستگی پیش از موعد ، مانع عمده اجرای این طرح در نهادهای دولتی است .

بسیاری از کارشناسان حوزه اقتصادی واجتماعی اجرای این طرح را یکی از راه حل های برون از بحران بیکاری کنونی دانسته و براین باورند که با اجرای این طرح راه برای اشتغال بسیاری از جوانان بیکار گشوده خواهد شد .

اما در مقابل گروه دیگری از کارشناسان براین باورند که با افزایش سن بازنشستگی می توان ساختار تامین اجتماعی و بازنشستگی کشور را از بحران مالی احتمالی در آینده نجات داد و در عین حال با اجرای این طحر زمینه استفاده بهینه و مفید از نیروی انسانی متخصص فراهم می شود .

ساختار بازنشستگی و تامین اجتماعی در کشورهای غربی با بحران مالی دست به گریبان شده و بسیاری از کارشناسان غربی پیش بینی کرده اند که این بحران در آینده گسترش بیشتری می یابد .

پیشرفت هایی که در زمینه بهداشت و علوم پزشکی صورت گرفته و به تبع آن افزایش امید به زندگی و بالارفتن تعداد بازنشستگان و دریافت کنندگان مستمری های اجتماعی ، بزعم کارشناسان غربی مهمترین عامل فرورفت ساختار های تامین اجتماعی و بازنشستگی در کشورهای غربی در بحران مالی است .

در ایران نیز اکنون سازمان تامین اجتماعی به عنوان بزرگترین نهاد رفاهی و بازنشستگی ، حدود 38 میلیون نفر وصندوق بازنشستگی کشوری حدود 1 میلیون بازنشسته و بهمین تعداد شاغل را تحت پوشش دارند و در کناراینها صندوق های دیگر از جمله نیروهای مسلح و ... چند میلیون شاغل و بازنشسته را پوشش می دهند .

میانگین سن بازنشستگی در صندوق تامین اجتماعی به عنوان بزرگترین صندوق بخش خصوصی و کارگری کشور برای مردان 50 و برای زنان 45 سال اعلام شده و متوسط بازنشستگی در صندوق کشوری به عنوان یک صندوق بیمه ای بزرگ کارکنان دستگاه های دولتی برای زنان و مردان 52 سال ذکر شده است .

با توجه به افزایش امید به زندگی در ایران که براساس آخرین آمار برای مردان 69 و برای زنان 71 سال اعلام شده ، و با توجه به ضعف توان مالی احتمالی ساختار تامین اجتماعی و نظام بازنشستگی در آینده ، موضوع  بازنگری در سن بازنشستگی و افزایش آن ، میان کارشناسان ذیربط مطرح شده است .

این در حالیست که مخالفان این طرح با ذکر استدلال هایی در مورد پی آمدهای منفی اجرای طرح افزایش سن بازنشستگی ، بر مخالفت خود با اجرای این طرح همچنان پافشاری می کنند و اجرای آن را زمینه ساز تشدید بحران بیکاری می دانند .

یک مقام مسوول و مخالف این طرح می گوید : چنانچه طرح افزایش سن بازنشستگی به اجرا در آید باید به فارغ التحصیل جوان دانشگاهها و مدارس عالی کشور بگوئیم  5 سال دیگر صبر کنند تا وارد مدار اشتغال شوند .

یک کارشناس می گوید زمانی می توان از طرح افزایش سن بازنشستگی سخن به میان آورد که سازوکار حل مشکل اشتغال جوانان به گونه ای فراهم شده باشد و در غیر این صورت با اجرای این طرح تنها به گسترش روند معضل بیکاری جوانان دامن زده ایم .

راه حل مساله افزایش یا کاهش سن بازنشستگی تنها با بیان یک نکته یا ارائه دیدگاه شخصی به دست نمی آید ، و این مساله نیازمند بررسی ها و مطالعات دقیق و کارشناسانه و بررسی ابعاد گوناگون و تاثیرات مثبت و منفی آن ، است .

دلایل موافقت و مخالفت های این طرح باید از جهات گوناگون مورد بررسی واقع شود زیرا هر اظهار نظری می تواند به جای خود منطقی باشد و از همین رو باید این طرح از جوانب مختلف مورد بررسی واقع شود .

از یک سوی می پذیریم که یک فرد شاغل در سنین 55 سالگی و 60 سالگی به اوج بازدهی کاری خود می رسد و از طرف دیگر شاهد افزایش تعداد بیکاران و جوانان جویای کار هستیم ، بنابراین هرگونه تصمیم گیری در خصوص کاهش یا افزایش سن بازنشستگی باید بر مبنای بررسی دقیق نظرات مخالفان و موافقان و پی آمدهای گوناگون آن باشد .

گروهی بر این عقیده اند که افزایش سن بازنشستگی تاثیری در افزایش بیکاری در جامعه نخواهد داشت و نباید به بهانه افزایش جمعیت بیکاران ، جامعه را از نیروی با تجربه و ماهر و با سابقه ؛ آنهم در سال هایی که بیشترین بازده را دارند محروم کرد .

به عقیده این گروه کاهش سن بازنشستگی باعث می شود افرادی که تجربه کافی در کارشان به دست آورده اند و بهترین زمان بازدهی کارش شان را می گذرانند به یکباره از چرخه کار و فعالیت خارج شوند و دولت را مجبور می سازند که با صرف هزینه های زیاد و وقت نیروهای جوان را جایگزین نیروهای با تجربه سازد .

این گروه می افزایند : علاوه براین بسیاری از بازنشستگان به دلیل مشکلات مالی و نیازهای خود ناچارند که پس از بازنشستگی در حوزههای دیگری سرگرم اشتغال شوند و می بینیم مساله کاهش سن بازنشستگی یا بازنشستگی پیش از موعد ، به حل مشکل بیکاری جوانان کمکی نمی کند .

استدلال آخر نمی تواند دلیل محکمی برای افزایش سن بازنشستگی باشد زیرا اکثر بازنشستگانی که پس از بازنشستگی سرگرم کار می شوند بیشتر بر حجم مشاغل کاذب و فصلی یا غیرتخصصی می افزایند و این مساله به مساله بیکاری و تجربه شغلی ارتباطی نمی تواند داشته باشد .

طرح بازنشستگی پیش از موعد و افزایش سن بازنشستگی دو طرح متناقض است و نمی توان سیاست های کشور را بر مبنای تناقض استوار ساخت .

دولت با پذیرش بار مالی بازنشستگی پیش از موعد قصد آن داشت که نیروی جوان و متخصص را وارد چرخه بازار کار کند اما این اقدام زمانی صورت می گیرد که قانون مدیریت خدمات کشوری از سوی دولت ارائه شده که مفاد آن به کلی با طرح بازنشستگی پیش از موعد در تناقض و تنافر است .